![]() |
![]() |
|
|
فیزیکدان گفت: پس دربارهی مهندسان چه میگویید؟! یک مهندس فرضیهای ارایه میکند مبنی بر اینکه تمام اعداد فرد غیر از 1 ، اولند. او ثابت میکند که 3 عدد اول است بعد فرضیهاش را در مورد 5 و 7 هم آزمایش میکند که آنها هم اولند. بعد نوبت 9 میرسد که اول نیست ولی 11 و 13 که بعد میآیند باز اعداد اولند! تصمیم میگیرد دوباره به سداغ 9 برگردد. کلنجار میرود و عاقبت به این نتیجه میرسد که 9 یک اشتباه آزمایشی است! مهندس گفت: پس پزشکان چی؟ یک پزشک برای بیماری که مسمومیت خونی دارد و هیچ امیدی به نجاتش نیست ، هویج تجویز میکند. تصادفا بیمار «هویج» را میخورد و معالجه میشود. پزشک مینشیند و یک کتاب علمی مینویسد و در آن اعلام میکند که هویج مسمومیت خونی را درمان میکند. بعد یک بیمار دیگر که مسمومیت خونی دارد به او مراجعه میکند و پزشک باز هم هویج را تجویز میکند. این بار بیمار هویج را میخورد و میمیرد! آن وقت پزشک کتابش را تصحیح میکند و اینطور مینوسد که هویج فقط در 50 درصد موارد مسمومیت خونی را درمان میکند! پزشک گفت: پس خود ریاضیدان چی؟ وقتی از او بپرسید چطور میشود یک شیر را در بیابان به دام انداخت می گوید: «به دام انداخت یعنی چه؟ بنابراین تعریف ، اصولا شیر باید پشت میلههای قفس باشد. پس کافی است شکارچی این طرف میلهها باشد تا شیر در قفس بماند!» |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 10:54 توسط محمد رضا اخلاقی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| آرشیو موضوعی |
|
برنامه نویسی ترفند Game تخصصي رياضي سرگرمی - تاریخچه (ریاضیات) نمونه سوال ریاضی اخبار - تبلیغات - مسابقات متفرقه |