![]() |
![]() |
|
|
انجمن علمی ریاضی دانشگاه سمنان، در سال گذشته در پی برگزاری انتخابات و انتخاب اعضا، تشکیل شد و تصمیم دارد در سال جاری رسماً آغاز به فعالیت نماید. از آنجا که فعالیت های کلیه انجمن های علمی از جمله انجمن علمی ریاضی با همکاری سایر دانشجویان میسر است، لذا انجمن در صدد است تا از همکاری دانشجویان علاقمند به ریاضی در راستای انجام فعالیت های علمی خود استفاده نماید. در این راستا، از کلیه دانشجویان علاقمند دعوت می شود در زمینه های مختلف از جمله: · همکاری در چاپ نشریه انجمن علمی ریاضی( نشریه کران) · انجام فعالیت های تحقیقی و ترجمه متون در زمینه ریاضیات · تایپ، ویرایش و صفحه آرایی · ارائه مطالب و مقالات در زمینه ریاضیات با انجمن علمی ریاضی همکاری نمایند. علاقه مندان جهت همکاری می توانند در روزها و ساعات ذکر شده به دفتر انجمن علمی ریاضی(ساختمان کلاس ها، طبقه دوم، انتهای سالن) مراجعه کنند. شنبه 13-15 یکشنبه 15-17 دوشنبه ۱۱-۱۲و 13-15 سه شنبه 15-17 انجمن علمی ریاضی |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 17:36 توسط |
|
|
سلام خدمت همه ی بروبچه های ریاضی.
واقعا شرمنده که قالب بهم ریخته بود من هم سعی کردم اشکال اون را بفهمم اما نشد که نشد خلاصه این قالب را برای وبلاگ در نظر گرفتم که احتمالا قالب اصلی بمونه اما سر فرصت یه تغییرات کوچیکی را در اون اعمال خواهم کردچون همون طور که می بینید خیلی کار داره...نویسنده ی مطلب را هم درست می کنم....ضمنا نتایج نظر سنجی نسبت به نویسندگان به شرح زیر می باشد.البته باید اون را زودتر از اینا اعلام می کردم.
|
|||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 9:57 توسط محمد رضا اخلاقی |
|
«پروردگارا ، اين منم که می خوانمت!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 11:7 توسط |
|
|
برای شروع می خوام یه شعر بنویسم امیدوارم که خوشتون بیاد.
آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم آن توبه صد ساله به پیمانه شکستیم از آتش دوزخ نهراسیم که آن شب ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 17:38 توسط |
|
|
اولین مطلبی که می خوام برای یه شروع دوباره بنویسم یه دعاست و اون اینکه : (( کوزه هاتون همیشه جاوید )) شاید بگید کدوم کوزه ؛ همون کوزه ای که گاهی از فرط تهی بودن سرشاره و گاهی از سرشاربودن ، تهی . اولی برای اینکه اونقدر کوچیکه که هیچی توش جا نمی شه و دومی برای اینکه اونقدر بزرگه که هرچی بریزی توش ، پر نمی شه ؛ همون کوزه ای رو میگم که ازنگاه پریشونی ترک برمیداره و از لبخندی زنده میشه ؛ حتی مقدس ترین چیزها هم اجازه ندارن توی این کوزه قرار بگیرن بجز اشک آدمی ، که مخمر شراب وجودی اونه و مثل خونی که سرخی شراره های آتیش عشق و تو وجود هر آدمی زنده نگه می داره به اون نیروی دوباره میده. ولی حیف !، حیف هر چه این نیرو بیشتر و بیشتر میشه انگاری عمر این کوزه قصه ما هم تحلیل میره تا اونجایی که ازاین کوزه فقط یه سایه بجا می مونه و این سایه لابلای کلمات سیاه دفترچه ی خاطرات من و تو گم میشه ، بله همون کوزه ای رو میگم که خدا توی سینه ی من و تو به امانت گذاشته ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 10:17 توسط |
|
|
دلم تنگ شده بود برای نوشتن یک مطلب جدید توی وبلاگ.با هزار تا گرفتاری که برام پیش اومده بود باز هم خدا را شکر که تونستم به قولم عمل کنم و یک تغییراتی تو وبلاگ ایجاد کنم.این قالبی که الان می بینید نمی دونم شاید سلیقه ی من بد باشه شاید خیلی شلوغ و آشفته به نظر بیاد شاید رنگ و روی خوبی نداشته باشه....خلاصه هر چی که هست ان شاء الله تا چند روز دیگه با نظراتی که شما درباره اون می دید اون را مرتب و روبه راه می کنم. اما سخنی داشتم با وبلاگ نویس ها که امیدوارم نویسنده های وبلاگ به دقت اون را مطالعه نمایند.لطفا ادامه مطلب را ملاحظه نمایید... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 9:36 توسط محمد رضا اخلاقی |
|
|
يك پزشك مصری موفق شد با الهام از آيات سوره يوسف (ع) داروی درمان آب مرواريد را بسازد.
به گزارش روزنامه يمنتايمز، اين دارو كه "داروی قرآن" نام دارد، توسط دكتر عبدالباسط محمد و با استفاده از تركيبات موجود در عرق بدن انسان ساخته شده است. دكتر عبدالباسط محمد درباره نحوه الهام از آيات قرآن برای ساخت اين دارو میگويد: يك روز صبح در حال خواندن سوره يوسف(ع) بودم كه آيات 84 تا 93 اين سوره نظر مرا جلب كرد. حضرت يوسف (ع) كه اكنون عزيز مصر است، در آيه 93 خطاب به برادران خود میگويد: "حال اين پيراهن مرا ببريد و بر روی صورت پدرم بياندازيد تا بينا شود" حضرت يعقوب(ع) در فراق فرزند خود يوسف (ع) بسيار گريه میكند و بر اثر اين گريهها چشمهايش سفيد شده و بينايی خود را از دست میدهد. اما با انداختن پيراهن يوسف (ع) بر روی چشمان پدر، بينايی حضرت يعقوب (ع) بازمیگردد.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 10:4 توسط |
|
|
سلام.تازگی ها وقتی به وبلاگ نگاه می کنم دیگه مطلب با حالی توی اون نمی بینم یه جورایی مطالب اون نامنظم و غیر علمی شده الان هم که فصل امتحانات هست و باید بریم سراغ درسامون. اما می تونم یه قولی بهتون بدم اونم اینه که تا اواخر بهمن ماه شما با یک وبلاگ جدید روبه رو خواهید شد.می خواهیم یک تغییر اساسی توی وبلاگ ایجاد کنیم چه از نظر مطالب و چه از نظر قالب وبلاگ البته با کمک نویسندگان فعال وبلاگ.تا حالا چند بار محتوا یا قالب را تغییر داده ایم اما این دفعه یک کم با دفعات دیگه فقر می کنه.می ترسم اگه بیشتر توضیح بدم قضیه لو بره.پس تا بهمن ماه خدا نگهدار...
راستی شما چه نظری در مورد وبلاگ آینده دارید؟با نظرات خود ما را در این راه یاری رسانید.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 14:24 توسط محمد رضا اخلاقی |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 17:9 توسط |
|
|
امروز که دارم این مطلبو مینویسم در واقع روز انتخاب واحده مونه . روزی که با دسپاچگی و استرسِ کم و بیش واحدهایی رو انتخاب می کنیم که به نظر میاد توی اون لحظه بهترینه ولی چه فایده همین که خرمون از رو پل گذشت میزنیم به فاز بیخیالی و درس مرسارو فراموش می کنیم انگار که نه انگار. جالبه هر ترم موقع امتحانا با حالت پشیمونی توبه می کنیم و از خدا میخوایم یه جوری زیر سبیلی قضیه رو حل کنه که دمش گرم تا حالا حل کرده. امیدوارم همه برو بچ ریاضی این ترم سر بلند و مقتدر همه واحداشون رو با نمراتِ ... پاس کنن . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 16:38 توسط |
|
|
آنانكه ز پيش رفتهاند اى ساقى درخاك غرور خفتهاند اى ساقى
رو باده خور و حقيقت از من بشنو باد است هرآنچه گفتهاند اى ساقى |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 14:29 توسط |
|
|
سلام تا حالا از خودتون پرسیدید ما تو چه رتبه ای از جستجو ی گوگل هستیم؟! کاری نداره می تونید عبارت "وبلاگ ریاضی" را search کنید ببینید.احتمالا تو صفحه ی دهم یازدهم بتونید اسم وبلاگ ما را هم ببینید. می خواید بدونید اونا چه جوری از ما جلوترند خوب وبلاگ های اونا را هم ببینید. اما بازم خوبه دستتون درد نکنه. هم اونایی که مطلب می نویسند هم اونایی که هر روز احوالی از ما می پرسند. دمتون گرم فهمیدید وبلاگ گروهی یعنی چه..... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 14:1 توسط محمد رضا اخلاقی |
|
ادامه مطلب |
|||
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 19:43 توسط |
|
ادامه مطلب |
||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 9:31 توسط |
|
|
تله پاتی چی هست؟ ایا واقعن به روح ربط داره ؟ یعنی روح ما باعث تله پاتی میشه ؟ ایا روح وجود داره ؟ ایا خوابهای صادقانه روح رو اثبات میکنه؟
پس چرا وقتی دو نفر هم دیگرو خواب میبینن چرا فقط یکی شون یادشه مگه روحهای اونا با هم تماس نداشتن؟! از جمله بالا میشه این نتیجه رو گرفت که ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 12:52 توسط |
|
|
همیشه سبز می خشکد
همیشه ساده می بازد همیشه لشگر غم و اندوه به قلب ساده می تازد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 13:47 توسط |
|
|
تو را آتش عشق اگر پر بسوخت مرا بين که از پای تا سر بسوخت يک دسته نکوشيده رسيدند به مقصد يک دسته دويدند، به مقصد نرسيدند
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 15:48 توسط |
|
|
در گذرگاه زمان
خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد عشق ها می میرند رنگها رنگ دیگر می گیرند آنچه می ماند خاطره هاست که چه تلخ و چه شیرین دست ناخورده به جا می ماند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 9:5 توسط |
|
|
سلام دوستان
مخاطبم شما بروبچه های ریاضی و همه بچه های علوم پایس یکی از مشکلاتی که دانشکده ما داره اینه که هنوز دارای شورای صنفی نشده و اینه که از داشکده های دیگه داریم عقب میوفتیم .حالا که اسم نویسی نامزد ها داره انجام میشه بهترین موقس که هر کسی که شایستگی این امر رو توی خودش میبینه هر چه سریعتر به دیگر نامزد ها ملحق بشه. مکان اسم نویسی: اتاق انجمن اسلامی پایه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 13:39 توسط |
|
|
این خبر مربوط به فوتبال سالنی دانشگاهه اونم تیم مقتدر ریاضی(کاربردی) ،تیمی که پارسال با تمام شایستگی هایی که داشت متاسفانه سوم شد اما امسال همه، هم صدا و یک دل برای قهرمانی توپ میزنن راستی بدبختانه امسال حسام جان رو به همراه نداریم (بنا به دلایلی) ولی حالا در آستانه بازی سوم بچه ها از روحیه خوبی برخوردارند. جا داره از زحمات کاپیتان رضا هم قدر دانی بشه که واقعا از جون مایه میزاره . به امید پیروزی فرانکو |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 13:23 توسط |
|
ادامه مطلب |
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 10:40 توسط محمد رضا اخلاقی |
|
|
زندگی (یک سوال)
وقتی آروم روی صندلی نشستی و به بیرون پنجره دنیای خیالیت نگاه می کنی انتظار نداشته باش که کبو تر سفید ، همیشه پشت قاب پنجره بشینه و به تو نگاه کنه بالاخره اونم باید بالهاش رو باز کنه و فعل پرواز رو صرف کنه چرا که لذت پرواز در حرکت کردنه ،مثل زندگی که لذت اون در جاری بودنه اینطوریه که همیشه بوی تازگی میده . حالا انتخاب تو کدومه ، کبوتر باشی بهتره یا قاب پنجره ؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 13:19 توسط |
|
|
راستی به آقایان سید مهدی موسوی و محمد زعیم زاده تبریک می گم به خاطر مسئولیت هایی که قبول کردند
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 15:52 توسط |
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 9:33 توسط |
|
|||
|
آقای محمد(سینا)زعیم زاده انتصاب شما به عنوان مدیرمسئول
گاهنامه ی "الف "را به شما تبریک(و البته به خوانندگان الف تسلیت) می گوییم.امیدواریم شایستگی این مهم را داشته باشید.(البته بعید میدانم) جمعی از بچه های ریاضی کاربردی ۸۴ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 15:54 توسط |
|
|
حيوانات به سادگي به ما نشان مي دهند که چطور مي توان محدوديتهاي ذهني تحميل شده را پذيرفت . کک، فيل و دلفين مثالهاي خوبي هستند. ککها حيوانات کوچک جالبي هستند آنها گاز مي گيرند و خيلي خوب مي پرند آنها به نسبت قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند.اگر يک کک را در ظرفي قرار دهيم از آن بيرون مي پرد . پس از مدتي روي ظرف را سرپوش مي گذاريم تا ببينيم چه اتفاقي رخ مي دهد . کک مي پرد و سرش به در ظرف مي خورد و با کمي سر درد پايين مي آيد . دوباره مي پرد و همان اتفاق مي افتد. اين کار مدتي تکرار مي شود . سر انجام در ظرف را بر مي داريم کک دوباره مي پرد ولي فقط تا همان ارتفاع سرپوش برداشته شده. درست است که محدوديت فيزيکي رفع شده است ولي کک فکر مي کند اين محدوديت همچنان ادامه دارد.
فيلها را مي توان با محدوديت ذهني کنترل کرد . پاي فيلهاي سيرک را در مواقعي که نمايش نمي دهند مي بندند . بچه فيلها را با طنابهاي بلند و فيلهاي بزرگ را با طنابهاي کوتاه. به نظر مي آيد که بايد بر عکس باشد زيرا فيلهاي پرقدرت به سادگي مي توانند ميخ طنابها را از زمين بيرون بکشند ولي اين کار را نمي کنند. علت اين است که آنها در بچگي طنابهاي بلند را کشيده اند و سعي کرده اند خود را خلاص کنند . سرانجام روزي تسليم شده دست از اين کار کشيده اند، از آن پس آنها تا انتهاي طناب مي روند و مي ايستند. آنها اين محدوديت را پذيرفته اند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم آذر 1385ساعت 18:16 توسط |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 19:58 توسط |
|
|
چه درديست در ميان جمع بودن ولي در گوشه اي تنها نشستن براي ديگران چون كوه بودن ولي در چشم خود ارام شكستن براي هربي شعري سرودن ولي بهاي خود همواره بستن به رسم دوستي دستي فشردن ولي با هر سخن قلبي شكستن ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 14:2 توسط |
|
|
ز ليلايي شنيدم يا علي گفت
به مجنون چون رسيدم يا علي گفت مگر اين وادي دارالجنون است كه هر ديوانه ديدم يا علي گفت يقين خالق زمان افرينش به گوش كل عالم يا علي گفت نسيمي غنچه اي را باز مي كرد به گوش غنچه كم كم يا علي گفت چمن با ريزش باران رحمت دعا مي كرد و نم نم يا علي گفت به خود لرزيد شاخ بيد مجنون به خاك افتاد و از غم يا علي گفت خروش رعد و فرياد فلك هم ز بي تابي مسلم يا علي گفت شنيدم كودك شيرين زباني چو مي جوشيد زمزم يا علي گفت خمير خاك ادم را سرشتند چو بر مي خاست ادم يا علي گفت مسيحا هم دم از اعجاز مي زد ز بس بيچاره مريم يا علي گفت |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 9:51 توسط |
|
|
از این به بعد می خواهیم براتون مطالب و احادیثی از ائمه را در مورد سلامتی و بهداشت براتون بنویسیم:
امام صادق(ع): هر کس بر اولین لقمه از طعامش نمک بپاشد لکه های صورتش از میان میرود. امام صادق(ع): هیچ چیز برای درد گلو بهتر از شیر نیست. امام صادق(ع): کفش پاشنه کوتاه و دمپایی و نعلین برای چشم مفید است. امام علی(ع): گرفتن ناخن در روز جمعه موجب ایمنی از جذام تا جمعه دیگر میشود. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 13:58 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| آرشیو موضوعی |
|
برنامه نویسی ترفند Game تخصصي رياضي سرگرمی - تاریخچه (ریاضیات) نمونه سوال ریاضی اخبار - تبلیغات - مسابقات متفرقه |